پيام 1 : برابري زن و مرد : ما همه فروهران و روانهاي زنان و مردان پارسا و راست را ميستائيم (يسنا 35-3)
پيام 2 : آموزش زن و فرزند : زن و فرزند خود را از تحصيل دانش و كسب و هنر بازمدار تا غم و اندوه بر تو راه نيابد و در آينده پشيمان نگردي (پندنامه آدرباد ماراسپند)
پيام 3 : در ازدواج : دختر خود را به شوهري ده كه هوشيار و دانا باشد …
پيام 4 : در گاه ائيويسروترم به زن پارسايي درود فرستادهشده كه در انديشه و گفتار و كردار راست و پاك بوده و از راه علم و دانش احترامي بدست آورده و نسبت به شوهر صميمي و فداكار باشد.
پيام 5 : در فروردينيشت كرده 30 ، نام زنان بسياري نيز كه از نظر ميهندوستي، دينپروري، فرزانگي و پارسايي به گروه روانان جاويد پيوستهاند يادآوري و به روان آنان درود فرستاده ميشود .
پيام 6 : بنا به نوشتههاي كتاب نيرنگستان، زنان ميتوانند در سرودن يسنا و برگزاري مراسم مذهبي با مردان همكاري كنند يا خود مبادرت نمايند و حتي زنان در دوران سالخوردگي ميتوانند وظيفه نگهباني آتش مقدس را برعهده بگيرند.
پيام 7 : بنا به نوشته كتاب ماتيكان هزار دادستان (هزار قانون) ، زنان دانشمند ميتوانند به شغل وكالت دادگستري پرداخته و حتي بر مسند قضاوت بنشينند.
اينك گزيدههايي در مورد جايگاه مادر ايراني در دوران باستان :
پيام 1 : با پدر و مادر خود مؤدب و فرمانبردار باش و به سخنان آنان گوش فراده، زيرا تا پدر و مادر زندهاند فرزند چون شيري است كه در بيشه باشد و از هيچ نترسد ولي چون درگذرند فرزند چون بيوهزني است كه زيردست ديگران گردد و هرچه از او بستانند دم نتواند زد. (اندرز آدرباد ماراسپندان)
پيام 2 : جوانان براي عروسي از والدين كسب اجازه مينمايند. (كزنفون)
پيام 3 : فرزندان در حضور مادر بدون اجازه نمينشستند. (Curtius)
پيام 4 : كورش كبير هر احترامي كه در خور مادري بود به دختر Astyages روا داشت و در هنگام مرگ به فرزندان خود وصيت كرد در هر كار فرمانبردار مادر خود باشند. (Ctes Pars)
پيام 5 : در دربار شاه در مجلس رسمي و غيررسمي در موقع خوراك پايينتر از مادر خود مينشست.
و ايرانيان كه سپاسداري را از بايستههاي زندگاني شمرده و در اين راه از هيچ كوششي فروگذاري نكردهاند براي سپاسداري از جايگاه زن و مادر در هستي، زندگي، آموزش فرزندان نسل آينده و در يك كلام در آباداني جهان، برابري روز و ماه سپندارمذ يا اسفند را با نام جشن اسفندگان و به ياد كوششهاي بيوقفه زنان و مادران در خاطرهها جاويد ساختهاند. پس بياييد در چنين روز فرخندهاي در كنار ممس (مادربزرگ) و بامس (پدربزرگ) و پدر و مادر، همسر و فرزندان جشني بهيادماندني را رقم زده و بزرگترين مادر يعني طبيعت و زمين را از آلودگيها پالوده سازيم.
شايد روزي تمام مردمان جهان روز اسفند از ماه اسفند را روز مادر طبيعت (محيط زيست) نام نهادند و جهاني براي نجات مادر طبيعت كوشيد
نوشته شده توسط سکوت سرد در 85/11/28 ساعت 10:30 موضوع زندگی نامه | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من نمي دونم چطور شد
من، چجوري دل سپردم؟!..
من فقط ديدم كه چشماش
پــر بارونــــه و خواهش…!
عاشقونه منو برده
تا تـه ِ حـــس ِ نوازش
…
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY