ذكر چند ملاحظه در اين جا لازم است. نخست، برخلاف نام خود، سفرهي هفت سين دربردارندهي اجزاي اصلي بسياري است كه با حرف سين آغاز نميشوند. دوم، اقلام گزيده شدهي سيندار هميشه شماري بيش از هفت دارند و كمابيش همواره سنجد و سماق و سوهان (شيريني) هم افزوده ميشود. بسياري از خانوادههاي حتا اقلام سيندار بيشتري نيز اضافه ميكنند، مانند سبزي، سياهدانه، سنگك، سپستان، و سرمه. سوم، سفرهي هفت سين مختص جشن نوروز نيست. در بسياري جاها مرسوم است كه سفرهي مشابهي در آيينهاي عروسي چيده شود و در برخي نواحي نيز در شب چله چنين سفرهاي مهيا ميگردد؛ در منطقهي كاشان اين سفره در جشن اِسبندي در 25 بهمن، كه برابر با اول اسفند در تقويم رسمي است، چيده ميشود. چهارم، برخي از مردمان سهيم در ميراث فرهنگي و سنتهاي ايراني (مانند افغانها، تاجيكها، ارمنيان) اين اقلام را آماده نميكنند. حتا جالب توجهتر اين حقيقت است كه چيدن آنها در ميان كردها يا زرتشتيان، كه هر دو حافظان پرحرارت آن دسته از سنتهاي ايرانياند كه چيزهاي هفتگانه نقشي مركزي را در آن ها ايفا ميكند، مرسوم نيست.
با وجود اين، موبد نيكنام يادآوري ميكند كه «امروزه در بسياري از خانوادههاي زرتشتي، به ويژه آنان كه در شهرها زندگي ميكنند، هفت سين براي سفره نوروز تهيه ميشود». اين موضوع به آشكارا رويكرد جديدي است كه از تماس فزايندهي زرتشتيان با ديگر ايرانيان متأثر گرديده است. جالب آن كه كردها براي جشن «كوسه گلدي» كيك سمني ميپزند. پنجم، هرچند ميدانيم كه ساسانيان با روياندن هفت نوع تخم بر روي هفت ستون به پيشواز نوروز ميرفتند و بر سر سفرهي نوروز خود سينيهايي حاوي هفت شاخه گياه (گندم، جو، نخود، برنج، و غيره)، و نيز يك گِرده نان درست شده از هفت گونه غله ميگذاشتند، اما به سبب ناهماهنگيهاي ياد شده در زير شمارههاي يك و دو، نميتوان آنها را با هفت سين مقايسه نمود و متشابه دانست.
پيشينه و تاريخچهي سنت چيدن سفرهي هفت سين مبهم و نامعلوم است. برخي چنين انديشيدهاند كه اقلام اصلي با «ش» (شين) آغاز ميشدهاند، و بدين جهت به بيتي آشكارا متعلق به تاريخي جديد استشهاد كردهاند كه ادعا ميكند «در زمان ساسانيانْ ايرانيان بر سر سفرهي نوروز شهد و شير و شراب و شكر ناب؛ شمع و شمشاد و شايه قرار ميدادهاند». ساختگي بودن اين تعبير، كه به نامهايي عربي استشهاد ميكند و از اجزايي اصلي و ضروري مانند سير، سمنو و سپند چشمپوشي ميكند، بديهي است. ديدگاههاي مبني بر اين را كه اصطلاح هفت سين تحريف هفت سيني يا هفت ميم (اقلام آغاز شونده با حرف ميم، مانند ماست، ميوه، ميگو، مويز و غيره)، يا هفت چين (= هفت [چيز] چيده شده) است، جداً نميتوان پذيرفت. واقعيت آن است كه همهي نشانهها و اشارهها دلالت بر آن دارند كه [چيدن] هفت سين، چنان كه آن را ميشناسيم، رسمي كهن نيست. قديميترين اشارهي موجود به رسم چيدن هفت سين، ارجاعي غيرقابل اطمينان و منفرد بدان در يك دستنوشتهي كهن فارسي منسوب به دوران صفوي است. و گرنه، سياحان و مورخان سدهي 19 در گزارشهاي عيني خود از آيينهاي نوروز، به ندرت از اين رسم ياد كردهاند. تنها Heinrich Brugsch، كه در 1860 در تهران بود و جشن نوروز را با برخي جزييات آن شرح داده است، ادعا ميكند كه ايرانيان با كاشتن گلهايي با نامهاي آغاز شونده با حرف «س» در باغهايشان به پيشواز جشن مليشان ميروند. اشاراتي نيز وجود دارد به يك سيني پر شده با هفت نوع ميوه، اما نه به هفت سين، كه بدين ترتيب به نظر ميرسد در سدهي اخير به سبب تبليغ و معرفي آن در رسانهها، مرسوم و متداول شده است.
در هر حال، اگر سفرهي نوروز را به صورت يك كل در نظر بگيريم و به حرف سين توجهي نكنيم، اقلام اصلي آن به خوبي اين تعبير را آنها بازتابهاي اوضاع دوران شباني و يكجانشيني ايرانيان باستان و باورهاي آنان، به ويژه در مورد امشاسپندان هستند، به دست ميدهند:
تدارك اين سفره در شب نوروز و گستردگي اين باور كه روان مردگان فرود ميآيند و شريك سفره ميشوند، به آشكارا آن را با جشن روانها (فروردينگان) مرتبط ميسازد. تخم مرغها، مردم (از Martiya* tauxman ”تخم ميرا“؛ در شهرك خور تخممرغها در زير نيمكت آماده شده براي عروس، به اميد بچهدار شدن او، گذاشته ميشود) را نمادپردازي ميكند و به آفريدگار اشاره دارد؛ شير، گاو و وهومنه/ بهمن را نمايندگي ميكند؛ شمعها، آتش پاك و اشه وهيشته/ ارديبهشت را؛ سكهها، ثروت و خشثرهويرييه/ شهريور را؛ سنبل هم هئوروتات/ خرداد و هم امرتات/ (ا)مرداد را نمادپردازي ميكند، چنان كه آب و سبزه و سبزي نيز چنين ميكنند. بيدمشك، آرميتي/ سپندارمد را نمايندگي ميكند، چنان كه سپند/ اسفند نيز، كه بخشي از نام آن را نگاه داشته، چنين ميكند. به طور جالبتري، ممكن است به نيروي درمانبخش آرميتي به واسطهي سير اشاره شده باشد، كه چنان نزد ايرانيان به عنوان يك دارو و وسيلهي دور كردن چشم بد و نيروهاي اهريمني ارزشمند بود كه پارسها يكي از ماههايشان را ثايگرچي Thaigarchi (= ماه سير) ناميده بودند. اناهيد با آب (باران) فراهم شده به ويژه براي اين مناسبت نمايندگي ميشود. سمنو، كه براي سفره كاملاً ضروري است و چنان مقويِ نيرومند قواي جنسي دانسته ميشود كه برخي آن را «نيروي رييس خانواده» ميخوانند، ميبايست به اناهيد منسوب باشد، چرا كه سمنو را فقط زنان تهيه ميكنند (حتا در ميان كردها، كه هفت سين نميچينند)، و در هنگام به هم زدن مخلوط در حال پخت آرزو ميكنند كه شوهراني خوب و فرزنداني نيك بيابند. به علاوه، ظرف سمنو با پيشكش شدن به نام ورجاوند «فاطمهي زهراي معصوم» آماده ميشود (زهرا = زهره نيز نام سيارهي ونوس/ اناهيد است). ماهي كره Kara، كه در درياي اسطورهاي Vourukasha زندگي ميكند و موجودات زيانبار را دفع ميكند، با ماهي درون تُنگ نمايندگي ميشود. اين تجزيه و تحليل را، كه بيشتر از اين نيز ميتوان ادامه داد، نشان ميدهد كه اشياء اصلي سفرهي نوروز بسيار باستاني و پرمعنا هستند، حال آن كه انگارهي (idea) هفت سين، جديد و نتيجهي تفنن عاميانهاي است كه بر مبناي ذوق و سليقه درون يك آيين پسنديده بسط و گسترش يافته است.
نوشته شده توسط سکوت سرد در 85/12/28 ساعت 21:0 موضوع اطلاعات عمومی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من نمي دونم چطور شد
من، چجوري دل سپردم؟!..
من فقط ديدم كه چشماش
پــر بارونــــه و خواهش…!
عاشقونه منو برده
تا تـه ِ حـــس ِ نوازش
…
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY