وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

 

عشق بي صداست در ديار ما
عشق بي وفاست در ديار ما

عشق حسرت است در ديار ما
عشق غربت است در ديار ما

عشق بي سر است در ديار ما
عشق بي پر است در ديار ما

عشق بي نواست در ديار ما
عشق بي نداست در ديار ما

عشق چون جفاست در ديار ما
جامه ي عزاست در ديارما


 

نوشته شده توسط سکوت سرد در 86/01/19 ساعت 16:11 موضوع آتش عشق می سوزاند... | لینک ثابت